تبلیغات
پایگاه فناوری و اطلاعات مظفریان
با کلیک بر روی +1 ما را در گوگل محبوب کنید
 
پایگاه فناوری و اطلاعات مظفریان
بالا بردن سطح اطلاعات عمومی و تخصصی

بسم الله الرحمن الرحیم
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ درباره موضوعات متنوعی از جمله کتاب های الکترونیکی ساخته شده است . شما دوستان می توانید از مطالب این وبلاگ استفاده نمایید. نظر شما درباره مطالب تلاش ما را دوچندان می نماید .

مدیر وبلاگ : محمد حسین مظفریان
نظرسنجی
به نظر شما این وبلاگ توانسته در چه سطحی مطالب مفیدی ارائه دهد




عوامل تداوم و استمرار انقلاب اسلامی ایران


امام خمینی ب ر مرحله تداوم و استمرار انقلاب بیش از مرحله پیروزی تاکید داشتند و معتقد بودند که "انقلاب همچون طفلی می‏ماند که باید تربیتش کرد، پرستاری می‏خواهد." (ج‏19 ص‏107)


امام خمینی ضمن تلقی تداوم انقلاب به عنوان "اهم واجبات شرعی" (ج‏19 ص‏27) معتقد بودند "رسیدن به پیروزی آسانتر از حفظ پیروزی است" (ح‏14 ص‏70) همانگونه که "کشورگشایی آسان است لیکن کشورداری مشکل است." (ج‏15ص‏201)


ایشان بر این اعتقاد بودند که عوامل موجده انقلاب همانا عوامل مبقیه آنست آنجا که در وصیت‏نامه سیاسی - الهی خود می‏فرمایند: "بی تردید رمز بقاء انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است." یعنی همانگونه که‏انگیزه الهی مردم عامل عمده قیام بوده است مقصد الهی نیز عامل تداوم انقلاب بشمار می‏آید. لذا امام راحل بر "حفظ عوامل پیروزی" (ج‏8 ص‏54 تا56) و حفظ نهضت‏به همان صورت اولیه (ج 6ص‏38) برای تداوم و زنده‏ماندن انقلاب تاکید داشتند. در این رابطه، ایشان بر عواملی از قبیل وحدت مقصد و کلمه، حفظ ارزشها، حضور دائم مردم در صحنه، وفاداری متقابل ملت و مسئولان، نوسازی مادی و معنوی، تقویت و توسعه تبلیغات داخلی و خارجی و حفظ ایران به عنوان‏ام‏القرای جهان اسلام تاکید داشتند.

1- وحدت مقصد و کلمه


امام خمینی حفظ وحدت کلمه را ضامن تداوم پیروزی انقلاب می‏داند (ج‏19 ص‏29) و انسجام و وحدت نظر ملت‏با تمسک به حبل‏الله و اتکال به خدای متعال را ضامن حفظ پیکره نظام می‏داند (ج‏15ص‏135) و ج‏11ص‏23 و ج 7ص‏208). ایشان به استناد به آیه شریفه "واعتصموا بحبل‏الله جمیعا و لاتفرقوا" و حدیث نبوی "یدالله مع الجماعة" معتقدند که مسلمانان باید ید واحده، دارای وحدت کلمه و مقصد و روح همیاری و تعاون باشند (ج‏8 ص‏93 و188) تا در سایه اخوت اسلامی و حفظ تفاهم، برادری (ج‏12 ص‏165) اسلامی را محافظت نمایند.


امام خمینی انسجام و وحدت نظر ملت و جلوگیری از تفرقه میان گروههای مختلف (ج‏6ص‏86) را گامی عمده در فراگیر شدن نهضت‏بر مبنای مقصد و شعار واحد می‏دانند و معتقدند اتحاد بین حوزه و دانشگاه (ج‏17 ص‏26)، همبستگی دیانت و سیاست (ج‏5ص‏47) و حضور روحانیت در صحنه همگام با سایر اقشار ملت موجب تحکیم پایگاه اخوت و در نتیجه تسهیل صدور ارزشهای آن می‏گردد. از سوی دیگر ایشان بر وحدت پیام و هماهنگی همه مراکز الهام‏بخش تاکید دارند و معتقدند: "ایجاد ارتباط و اتحاد بین مسلمانان جهان از قبیل شیعه و سنی از طرق گوناگون مثل سفرهای رسمی و غیر رسمی و یا سفرهای مذهبی عظیم حج، سبب آشنایی و اخوت مسلمانان جهان با یکدیگر و رساندن پیام انقلاب اسلامی ایران به گوش مسلمانان جهان می‏شود." (ج‏15 ص‏190، و ج‏17 صص‏29 و 82)


 


2- حفظ ارزشهای اسلامی و معنوی


امام خمینی مردم را به باقی بودن بر احیای احکام الهی (ج‏13ص‏28)، پایبندی به دین اسلام به عنوان یک امانت، و جهد و کوشش در راه معرفی و ترویج مکتب اسلام (ج‏6 ص‏17) فرا می‏خواند و بر حفظ انقلاب درونی و تحول اخلاقی تاکید می‏نماید. در این رابطه حضرت امام بر حفظ روحیه صبر و تحمل بر اساس آیه شریفه "فاستقم کما امرت" و بقاء روحیه مقاومت، ایثارگری، فداکاری و شهادت‏طلبی و سلحشوری (ج‏16ص‏120، ج‏18ص 186، ج‏19ص 13ص‏31) تاکید دارند و معتقد به حفظ خط معنویتی می‏باشند که ملت‏به خاطر آن قیام کرد (ج‏15ص‏190) ایشان ضمن تاکید بر فرهنگ ایثار و شهادت، صبر و استقامت انقلابی را در جهت‏حفظ دین مقدس اسلام و رفع مشکلات و کمبودها مورد توصیه قرار می‏دهند (ج‏17ص‏100). امام خمینی (ره) با استناد به آیه شریفه "ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم" حفظ ارتباط با خدا و اتکال به ذات مقدس حق (ج‏15ص‏182وج‏19 ص‏74) را تا قطع مابقی ریشه‏های فساد ضروری می‏دانند و تداوم روحیه اخلاص وانگیزه الهی قبل از انقلاب (ج‏8صص‏9و 89) بیرونی و تحول درونی را بالاترین پیروزیها محسوب می‏نماید (ج‏7ص‏40) از اینرو، از جمله عوامل استمرار انقلاب از دیدگاه حضرت امام حفظ ایمان به الله و توجه به ترجیح قدرت ایمان و اراده خداوندی بر قدرتهای مادی است که دراین رهگذر ایشان بر حفظ مجالس عزاداری به عنوان عامل تشجیع مردم و تداوم راه نهضت تاکید دارند.


 


3- حضور دائم مردم در صحنه


امام خمینی بر اساس آیه شریفه "کلکم راع و کلکم مسوول" مسئولیت‏حفظ انقلاب را همگانی می‏داند (ج‏12ص‏165) و معتقد است مشارکت مردم و حضور دائم آنان در صحنه موجب افزایش درجه خلوص قدرت و استحکام انقلاب اسلامی می‏گردد (ج‏13ص‏31 و ج‏19ص‏195). ایشان بر این اعتقاد است که همه اقشار و افراد جامعه باید بدون استثناء در مسائل جامعه شرکت و در امور مملکتی دخالت نمایند و همواره ناظر کارهای مسئولین مملکت‏خود باشند و اشتباهات آنان را گوشزد نمایند. (ج‏15ص‏62 و 76) ایشان بقاء مردم انقلابی در صحنه را برای دفع توطئه‏های بیگانگان و نگهبانی از ثمرات انقلاب و خون شهیدان ضروری می‏دانند (ج‏16ص‏24و47) و معتقدند وقتی انقلاب از متن مردم باشد نمی‏شود آن را شکست داد (ج‏16ص‏26) امام خمینی معتقد است استقامت و حضور همیشگی مردم در صحنه (ج ص‏124 و 137) مستلزم آگاهی و هوشیاری و بیداری ملت نسبت‏به عوامل ضد انقلاب و توطئه‏ها، شرارتها و مفاسد آنان می‏باشد (ج‏6 ص‏16و ج 17ص‏17). ایشان بی تفاوتی را جایز نمی‏شمردند و معتقد به همت عمومی در اصلاح امور (ج‏6ص‏271) و اراده قوی در سرکوب توطئه‏ها (ج‏6ص‏21) از سوی مردم انقلابی می‏باشند و بدینگونه بر هوشیاری ملت جهت تصفیه مغرضین، جلوگیری از نفوذ بی‏دینان در صفوف مردم و عدم رخنه غیر معتقدان به اسلام در صفوف انقلابیون تاکید وافر دارند (ج‏6ص‏22و28) بنابراین امام خمینی معتقد است‏برای حفظ انقلاب اسلامی و خنثی‏سازی دسیسه‏ها مردم ایران نبایستی ازهیچ کوششی فروگذار نمایند و بایستی سعی کنند از جوسازان خدانشناس و متکبران بی‏اعتناء به اسلام تاثیر نپذیرند، از شایعه سازان مخالف مصالح عمومی انقلاب پیروزی ننمایند و به تبلیغات غرض‏آلود و دلسرد کننده دشمنان انقلاب و اسلام گوش فرا ندهند. (ج‏16ص‏47 وج‏6 ص‏20وج‏17ص‏29). امام خمینی بر این اعتقاد است که مظهر حضور دائم مردم در صحنه شرکت در راهپیماییها و حضور در مراکز آگاهی بخش و پایگاهها و کانونهای اصلی مبارزه است. در این رابطه ایشان تاکیدی ویژه بر حضور در مساجد و شرکت گسترده مردم در نمازهای وحدت آفرین جمعه دارند (ج‏17ص‏54و ص‏84) زیرا از دیدگاه ایشان شرکت گسترده مردم در تظاهرات و راهپیماییها و برپایی نماز جمعه، باعث تفاهم و آگاهی ملت از مسائل سیاسی و دینی روز می‏شود (ج‏17 ص‏74)


 


4- وفاداری متقابل ملت و مسئولان


امام خمینی (ره) معتقد بودند که وجود دولت از واجبات حسبیه و وظیفه آن حفظ نظام و برقراری امنیت است (ج‏13ص‏14). نظر به اینکه در حکومت اسلامی دولت و ملت از یکدیگر جدا نیستند (ج‏8ص‏215 وج‏15 ص‏85) و خلوص قدرت در این نظام در همبستگی میان مردم و حکومت متجلی است، امام معتقد است که از یکسو لازم است مسئولان مملکتی با مردم و مسائل آنان شناخت و آشنایی کامل داشته باشند تا بهتر بتوانند به خدمتگزاری ملت اهتمام نمایند و از سوی دیگر ملت‏بایستی با پشتیبانی همه جانبه از دولت انقلابی، قدر نعمت عظیم انقلاب اسلامی را بداند (ج‏8ص‏13و ج‏19 ص‏109 و241). بنابراین حضرت امام رابطه‏ای دو سویه میان ملت و دولت قائلند. در این رابطه ضمن تاکید بر دست‏اندرکاربودن افراد متعهد د رجمهوری اسلامی (ج‏15 ص‏85) دولت را به انجام اقدامات در جهت جلب نظر ملت توصیه می‏نمایند (ج‏15 ص‏182) چرا که معتقدند کسانی می‏توانند برای مردم کوشش کنند که دارای‏انگیزه معنوی باشند (ج‏4ص‏254). از سوی دیگر، امام خمینی بر حفظ حیثیت و وجاهت ارگانهای مختلف نزد مردم و پشتیبانی ملت از دولت و مجلس و سایر ارگانها تاکیدی وافر دارند (ج‏15ص‏135و200) که از رهگذر وفاداری متقابل مردم و دست‏اندرکاران مملکتی، نهضت اسلامی تداوم و استمرار یابد.


 


5- نوسازی مادی و معنوی


امام خمینی نوسازی معنوی را مقدم بر نوسازی مادی می‏دانند و علاوه بر نوسازی و تحول اخلاقی، به معنای خودسازی و دگرسازی (ج‏17ص‏25) تاکیدی عمده دارند. در رابطه بانوسازی آموزشی، ایشان دانشگاهها را عامل حفظ و بقای انقلاب می‏دانند (ج‏19ص‏253) و "بر اصلاح دانشگاهها و تربیت دانشجویان" (ج‏8 ص‏53) تاکیدی وافر دارند که در این رابطه برای رسالت و مسئولیت‏خطیر دانش‏پژوهان و تعهد مراکز آموزشی در تربیت افراد متعهد و تحویل آنان به جامعه اسلامی اهمیتی ویژه قائلند. (ج‏17ص‏26). از سوی دیگر امام خمینی مبنای نوسازی حقوقی را مسالمت جویی و عدم اتکال دولت‏به سرنیزه (ج‏15ص‏182) از یکسو و قانونمندی و قانونگرایی از سوی دیگر می‏دانند و در مورد اخیر ضمن تاکید بر اجرای قانون توسط هر کس به نحو احسن، تدوین قانون اساسی را عامل تداوم پیروزی انقلاب و"تحصیل قانون اساسی را ضامن استقلال کشور" می‏دانستند (ج‏7ص‏155و 162)


در رابطه با نوسازی مادی، حضرت امام پیش شرط بازسازی را "ایجاد آرامش توسط ملت در کشور بدون اتکال به قدرت دیگری. (ج‏15ص‏182) و پرهیز از طرح مسائل فرعی و شخصی و اختلاف برانگیز (ج‏6 ص‏85و86) می‏دانستند. و در سایه وجود چنین آرامش، بسیج توده‏های مردم در راستای حفاظت از انقلاب را ضروری می‏دانستند و پشتیبانی ملت از نیروهای نظامی و قوای مسلح و پیونه میان آنان را شرط عمده کارایی "استراتژی بازدارندگی مردمی" قلمداد می‏نمودند. (ج‏15 ص‏107 و145و200)


 


6- تقویت و توسعه تبلیغات داخلی و خارجی


از آنجا که امام خمینی هدف انقلاب را همانا "نفی سلطه فرهنگی اجنبی و نشر فرهنگ غنی اسلامی" (ج‏6ص‏219) می‏دانستند، معتقد به خنثی‏سازی تبلیغات سوء بیگانگان واستعمارگران از یکسو (ج‏17ص‏25و157) و تقویت تبلیغات اسلامی جهت صدور انقلاب و تبلیغ فرهنک اسلامی و آگاه سازی ملل مسلمان جهان در راستای متکی بودن کشورهای اسلامی و مستضعفان جهان به قدرت اسلامی خویش از سوی دیگر بودند. (ج‏15ص‏62).


در رابطه با خنثی سازی تبلیغات دشمنان استکباری، حضرت امام بر اعتماد به نفس و خود اتکایی تاکیدی عمده دارند (ج‏8ص‏76). زیر خودباوری و اعتماد به خویشتن در اثر خودسازی، تربیت وتقویت ایمان است و موجب تاثیرناپذیری مسلمانان از جوسازان خداشناس و عدم خودباختگی در مقابل تبلیغات سوء آنان می‏شود. (ج‏16ص‏49وج‏17ص‏25)


در خصوص تقویت تبلیغات داخلی، امام خمینی بر اصلاح مطبوعات و ایجاد تحول فرهنگی از طریق غربزدایی به منظور حفظ‏ام‏القرای جهان اسلام تاکید داشتند. (ج‏6 ص‏153و91) و در رابطه با تبلیغات خارجی، ایشان بر ایجاد ارتباط مسلمانان جهان اعم از شیعه و سنی و ایجاد نیروی قدرتمند متشکل در برابر استعمارگران، حضور در محافل مشارکت‏بین‏المللی و استفاده از حج‏به عنوان عنصر تبلیغی و جهت رساندن پیام اسلام به ملت‏های مظلوم جهان تاکیدی ویژه داشتند (ج‏17 ص‏29وج‏15ص‏190) از سوی دیگر ایشان ضمن اهمیت قائل شدن برای نقش و کارکرد مساجد کشورهای اسلامی در صورت عدم عزلت و کناره‏گیری آنان در مورد مسایل مختلف سیاسی (ج‏17ص‏54)، صدور انقلاب اسلامی را در گرو ارتباط هر چه بیشتر با مسلمانان و فعال کردن نقش مساجد در کشورهای اسلامی به عنوان پایگاههای نهضت می‏دانستند.


 


7- حفظ ایران به عنوان‏ام‏القرای جهان اسلام


امام خمینی ضمن تاکید برآموزه "بنای اسلام در یک کشور" معتقد بودند که رسالت‏ام‏القرای امت طرفینی است‏بدین معنی که با توجه به حمایت انقلاب اسلامی از مستضعفان و محرومان و ملل اسلامی، مقتضی است مستضعفان جهان نیز بر حفظ انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه بروز مخالفت و مرکز شروع مخالفت‏با ابرقدرتها اهتمام نمایند (ج‏15ص‏117). بنابراین مستضعفان جهان که در زیر سلطه قدرتی شیطانی هستند باید همواره سعی در حفظ انقلاب اسلامی ایران به عنوان کانون مبارزه و نقطه مخالفت‏با ابرقدرتهای جهان داشته باشند زیرا رکود این مرکز و نقطه مبارزه منجر به شکست اسلام و مستضعفان جهان در تمام ممالک اسلامی خواهد شد. (ج‏15 ص‏190)


 


آسیب شناسی انقلاب اسلامی


در این مبحث، به آن قسمت از سخنان امام خمینی اشاره می‏شود که در مورد عوامل شکست انقلاب بیان شده است. از دیدگاه امام راحل فقدان عوامل موجده نهضت همانا علت مبقیه آنست‏به گونه‏ای که انحراف نهضت از اهداف خود منجر به آن می‏شود که از انقلاب صرفا نامش باقی بماند (ج‏15ص‏222). در این رابطه حضرت امام به عواملی از قبیل انحراف از ارزشهای اسلامی و اخلاقی، اختلاف و تفرقه، بی تفاوتی سیاسی، خودباختگی در مقابل فرهنگ غرب و تبلیغات بیگانگان و اهمال در تبلیغ اسلام، سوء مدیریت، وابستگی، تحریف تاریخی آرمانها و ارزشهای انقلاب محبوس شدن انقلاب در کشور اشاره دارند که تفضیل آنها در پی می‏آید.


 


1- انحراف از ارزشهای اسلامی و اخلاقی


امام خمینی بر این اعتقادند که یکی از عوامل شکست انقلاب اسلامی تقلیل اهداف نهضت‏به اهداف مادی، جایگزین شدن ضدارزشها به جای ارزشها و اعتقادات، تحریف آرمانها و ارزشها و گرایش به راحت طلبی و تجمل‏گرایی است (ج‏15ص‏45و 46).


امام خمینی ضمن هشدار در این رابطه می‏فرمایند: "مگر این انقلاب برای این بوده که یک خانه‏ای به مردم بدهد؟ یک کسب و کاری برای مردم ایجاد بکند؟ این انقلاب برای خدا بوده است و برای اسلام" (ج‏13 ص‏29). از اینرو غفلت از مقصد را مایه توقف نهضت می‏دانند (ج‏7ص‏8و9) و در این رابطه ترویج جدایی دین از سیاست را انحراف عمده از آرمانهای انقلاب تلقی می‏نمایند (ج‏15ص‏202) در این رابطه، امام خمینی به زمامداران انقلاب نیز هشدار می‏دهد که مبادا برای حکومت کردن به جای خدمتگزاری ارزش قائل شوند و تعصبات و خودخواهی‏ها را دخالت دهند چرا که آنوقت است که انقلاب آسیب می‏بیند و خارجی‏ها به زمامداران حکومت اسلامی طمع می‏کنند. (ج‏16ص‏265) از اینرو غفلت از ملت، نبودن به فکر محرومین و اغوای کارگزاران برای مصالح شخصی و نه مصالح ملت را از عوامل تضعیف انقلاب می‏دانند. (ج‏19 ص‏104)


از سوی دیگر، امام خمینی (ره)، انحراف فرهنگی و اخلاقی را نیز از عوامل شکست انقلاب قلمداد می‏نماید و معتقد است رواج شهوترانی و فساد اخلاقی در جامعه و بویژه در دانشگاهها، نفوذ فرهنگ بیگانگان در جامعه و ترویج روز افزون فرهنگ فاسد استعماری در میان جوانان موجب آن می‏شود که مردم از آرمانهای انقلاب غفلت نماید و دیگر به فکر مبارزه با استبداد واستعمار نباشند. از اینرو امام خمینی (ره) بر ضرورت تهذیب نفس برای جلوگیری از آسیب دیدن انقلاب تاکید می‏نمایند. (ج‏15 ص‏45، 46و205، ج‏19ص‏22- سخنان امام از 25/2/43و 6/2/1350)


 


2- اختلاف و تفرقه


امام خمینی یکی از عوامل شکست انقلاب را بروز "اختلاف و تفرقه در میان انقلابیون" (ج‏11ص‏230) و نیز "جدایی بین دولت و ملت" (ج 15ص‏85) می‏دانند. ایشان معتقدند "ایجاد تفرقه بین اقشار مختلف ملت و بسط اختلافات جزئی راهی برای بازگشت اجانب است." (ج‏7 ص‏99) و در این رابطه در مورد توطئه اتحاد نیروهای نفاق و سیاست‏باز برای ایجاد اختلاف بین ملت و روحانیت، میان تشیع و تسنن و ایجاد تفرقه بین دانشگاه، حوزه، روحانی و دانشجو و بطور کلی جناح بندیها و گروه بازیها و ایجاد تفرقه میان مبارزین اسلامی هشدار می‏دهند. (ج‏17 ص‏29، ج‏8ص‏40، ج‏11 ص 63 و ص‏196) از سوی دیگر امام خمینی مهمترین تفرقه را جدایی دین از سیاست، اختلاف میان مردم و روحانیت و یا دولت و ملت می‏دانند (ج‏15 ص‏202) و معتقدند تفرقه و عدم تفاهم ملت و روحانیون موجب عدم تداوم انقلاب می‏شود و می‏فرمایند: "اگر بخواهند ملت را تحت‏سلطه بیاورند باید مردم را از روحانیون جدا کنند. (ج‏12ص‏106 و107). ایشان مهمترین آفت انقلاب را انزوای روحانیت و کنار گذاشتند شدن آنان از صحنه می‏دانند در مورد توطئه‏هایی که برای بدبین کردن دانشگاهی‏ها به روحانیت و بدبین کردن روحانیت‏به دانشگاه صورت می‏گیرد هشدار می‏دهند و این اختلاف را از ضعف ایمان می‏دانند (ج‏17ص‏54)


 


3- بی‏تفاوت سیاسی


امام خمینی دلسردی و کنار رفتن انقلابیون از صحنه پس از وقوع انقلاب را از آسیب‏های انقلاب برمی‏شمردند و توده‏های مردم را از بی‏تفاوتی و دلسردی نسبت‏به نهضت، پرداختن به گرفتاریهای شخصی و عدم پاسداری از ثمرات انقلاب و خون شهیدان برحذر می‏دارند. (ج‏16ص‏47، 7 ص‏8، 9، ج‏25، ج‏15ص‏202) و می‏فرمایند: "آنها (تفاله‏های رژیم سابق یا طرفداران امریکا یا شوروی) مسائل را یک جوری مطرح می‏کنند که ملت ما را ازاین انقلاب دلسرد بکنند" (ج‏13ص 29) از اینرو، ایشان ضعف در برابر مشکلات (ج‏16ص‏88) و عدم دخالت اقشار جامعه در مسائل سیاسی و عدم نظارت ملت‏برکارهای مسئولین مملکت و عدم گوشزد نمودن اشتباهات آنان (ج‏15 ص‏62 و76) را از آفات انقلاب اسلامی می‏دانند و با تاکید بر اینکه"یاس از جنود ابلیس است و انقلابیون نبایستی یاس به خود راه دهند" آنان را به مشارکت‏سیاسی و حضور در صحنه فرا می‏خواند.


 


4- خودباختگی در مقابل فرهنگ غرب و تبلیغات بیگانگان و اهمال در تبلیغ اسلام


امام خمینی (ره) تاکید بر اهمیت تبلیعات در صدور انقلاب و معرفی حقیقت اسلام ناب محمدی، معتقدند که مهمترین آفت انقلاب اسلامی، ضعف روحیه مردم در اثر تبلیغات سوء و منفی غرب علیه انقلاب است و انقلاب در صورت بی‏محتوایی و خود باختگی در مقابل فرهنگ و تبلیغات شرق و غرب با شکست مواجه می‏شود.


از اینرو با تاکید بر ضرورت هوشیاری در مقابل تبلیغات بیگانگان، مردم را از گوش دادن به تبلیغات غرض آلود و دلسردکننده دشمنان انقلاب و اسلام بر حذر می‏دارند (ج 16 ص‏47). ایشان بر این اعتقادند که ابرقدرتها با بکارگیری دستگاههای تبلیغاتی و دروغپردازی بر ضد ملت ایران و کوچک جلوه دادن مسائلی که به نفع ایران است و بزرگ جلوه دادن مسائلی که به ضرر ایران است (ج‏16 ص‏184) و نیز با "جلوه دادن محیط ایران به عنوان یک محیط متشنج و نامتعادل" (ج‏15ص‏196) سعی در سرد کردن ملت مسلمان ایران دارند. از اینرو ضمن هشدار در مورد "تحت تاثیر واقع شدن تبلیغات داخلی نسبت‏به تبلیغات سوء ابرقدرتها" (ج‏16 ص‏151) خوف از توطئه‏ها و ناتوانی در برخورد با رسانه‏های استعماری جهان را جایز نمی‏دانند و اظهار می‏دارند: "آنها باطل خودشان را منتشر می‏کنند و شما حق خودتان را بیان نمی‏کنید؟ " (ج‏14 ص‏172) و بدینترتیب دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی را از اهمال در پاسخگویی به تبلیغات مسموم شرق و غرب برحذر می‏دارند و آنان را به هوشیاری در مقابل "اقدامات استعمارگران در جهت مبارزه با انقلاب اسلامی ایران و اسلام و انحراف آن" فرا می‏خوانند.


 


5- سوء مدیریت


امام خمینی (ره) یکی از آفات انقلاب را "ضعف فکر و عمل" (ج‏19ص‏108) می‏داند که در این رابطه دو نکته را متذکر می‏شوند:


یکی دخالتهای نابجای مجموعه‏های مجاور سیستمی و گروههای فراساختاری در امور دولت (ج‏19ص‏50) و دیگری رخنه عناصر ضد انقلاب یا بی تفاوت یا فاسد، ناسالم و مضر به حال جامعه در ادارات و ارگانها که در مورد اخیر می‏فرمایند: "اینان غده‏های سرطانی هستند که برای صحت جامعه باید بیرون آورده شوند" (ج‏16ص‏24) بنابراین امام خمینی ضمن تاکید بر مدیریت صحیح امور دولتی و اداری، مسئولان و دست‏اندرکاران جمهوری اسلامی را از "تکرار خطاهای جزئی که به منافقان و استعمارگران بهانه می‏دهد" برحذر می‏دارند. (ج‏16 ص‏11)


 


6- وابستگی


امام خمینی مهمترین آفت انقلاب را وابستگی فکری و از دست دادن استقلال فکری می‏دانند و معتقدند: "بایستی تفکر اینکه ما باید از خارج چیز وارد کنیم از سر بیرون کنیم" (ج‏14 ص‏78). ایشان ضمن تاکید بر هوشیاری در مقابل استعمار، به مردم ایران در مورد "هجوم تبلیغاتی به ایران که مرکز ثقل اسلامی است" هشدار می‏دهند. (ج‏17ص‏29). از سوی دیگر وابستگی اقتصادی و نظامی به خارج را موجب"تلف شدن ذخایر ملی توسط قدرتهای مجهز و عدم استفاده از این قدرت خدا دادی" می‏دانند (ج‏15ص‏117) و در این رابطه مسئولان را از استخدام مستشاران خارجی که موجب اتکاء به دیگران می‏شود بر حذر می‏دارند.


 


7- تحریف تاریخی آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی


امام خمینی ضمن تاکید بر ضرورت بیدار نگه داشتن نسلهای آینده معتقدند: "باید این نهضت را ثبت کنیم تا سرمشق جوامع و نسل‏های آینده گردد. لازم است‏برای بیداری نسل‏های آینده و جلوگیری از غلطنویسی مغرضان، نویسندگان متعهد با دقت تمام به بررسی دقیق تاریخ این نهضت اسلامی بپردازند و قیام‏ها و تظاهرات مسلمین ایران را در شهرستانهای مختلف به تاریخ وانگیزه آن ثبت نمایند تا مطالب اسلام و نهضت روحانیت‏سرمشق جوامع و نسل‏های آینده شود." (ج‏2، ص...)


 


8- محبوس ماندن انقلاب در کشور


امام خمینی یکی از آفات انقلاب را عدم صدور و محبوس ماندن آن در درون یک کشور می‏دانند و در این رابطه در مورد توطئه‏های دشمنان "به منظور سقوط انقلاب اسلامی ایران به عنوان مرکز و مبدا جنبش" هشدا ر می‏دهند (ج‏15 ص‏157).


گرچه ایشان حفظ‏ام‏القری را از اهم واجبات می‏دانند ولی معتقدند که نهضت نبایستی در ایران راکد بماند. ایشان بر این اعتقادند که استعمارگران با درک خطر صدور انقلاب سعی در "جلوگیری از پایگیری و نفوذ شعله‏های نهضت انقلابی به مراکز وابسته به خود "دارند (ج‏15 ص‏201) و خواهان "سرکوب مرکز و مبدا جنبش یعنی ایران برای کنار نشستن سایر جاهای دیگر" می‏باشند (ج‏15ص‏202). از اینرو، امام خمینی (ره) ضمن هشدار در مورد اینکه ابرقدرتها با "قرار دادن حکومتها و مهره‏های وابسته و ضد دین در منطقه چون اسرائیل و رژیم بعث عراق در جهت مبارزه با اسلام و ایران" (ج‏17 ص‏31) و "برانگیختن و تشویق حکومتهای منطقه در جهت‏سرکوب انقلاب اسلامی ایران و ایجاد جنگ و اغتشاش توسط عوامل دست نشانده خود چون صدام" (ج‏15 ص‏157)، خواهان مقابله با صدور انقلاب اسلامی هستند، بر ضرورت صدور ارزشها و آرمانهای نهضت و آسیب‏شناسی منطقه‏ای انقلاب اسلامی تاکیدی مضاعف دارند.


 


نتیجه‏گیری


با عنایت‏به آنچه گذشت می‏توان چنین استنباط نمود که حضرت امام (ره) دیدگاهی ژرفانگر و رهیافتی حداکثر در مورد انقلاب اسلامی ایران داشتند و بیشتر بر بعد اسلامی ومعنوی قیام تاکیدی وافر می‏نمودند. ازاینرو ضمن قائل شدن اهداف معنوی و مقاصد اسلامی برای نهضت، زمینه اصلی بروز قیام را سیاست اسلام‏زدایی شاه وعلت اصلی پیروزی انقلاب اسلامی را گرایش مردم به اسلام و ریشه‏دار بودن ارزشهای اسلامی در درون جامعه ایران می‏دانستند. لیکن اسلامی بودن قیام به هیچ وجه، از دیدگاه امام خمینی، با پرداختن به مسائل مادی و رفاهی منافات نداشت. از اینرو حضرت امام زمامداران حکومتی را به رسیدگی به وضع محرومان و مستضعفان و تامین رفاه و سعادت عامه مردم فرا می‏خواندند. همچنین تاکید امام (ره) بر اسلامیت مانع از اهتمام به جمهوریت نظام نمی‏گردید که در این رابطه اصرار ایشان بر اعطای آزادیهای فردی و جمعی بویژه به نهادهای جامعه مدنی چون احزاب، گروههای ذینفوذ و رسانه‏ها شاهدی بر این مدعاست. با وجود این، کلیه مسائل سیاسی و مادی را فرع بر مسائل اساسی مذهبی و معنوی می‏دانستند. ضمنا تاکید بر توجه به الطاف خداوندی و عنایات الهی در پیروزی و تداوم نهضت، بردستاوردهای اخلاقی و تحول ادراکی اهتمامی ویژه‏ای داشتند و معتقد به حفظ معنویت و اسلامیت نظام قبل از هر چیز بودند. از سویی دیگر، با عنایت‏به اینکه ایشان اقدام به قیام را وظیفه‏ای شرعی و برای ادای تکلیف می‏دانستند اصلاح اوضاع کشورهای اسلامی را نیز از نظر دور نمی‏داشتند و بر صدور انقلاب و ارزشهای آن در میان ملل اسلامی تاکیدی همه جانبه داشتند. ایشان ضمن تاکیدی بر فراوطنی بودن نورمها و ارزشهای اسلامی، ضرورت تثبیت نهضت درام القری را یادآور می‏شدند و حفظ مبدا جنبش را اقدامی اساسی در جهت تبلیغ اسلام در میان مسلمانان جهان می‏دانستند که در این رابطه تاکید بیشتر ایشان بر روابط غیر رسمی و بین ملیتی بود و تبلیغ اسلام از طریق دستگاههای دولتی و یا روابط رسمی بین دولتی را در درجه دوم اهمیت تلقی می‏کردند. به هر حال گرچه امام خمینی بر تحکیم پایگاه‏ام‏القری و بنای حکومت اسلامی در یک کشور تاکید داشتند اما محبوس ماندن قیام در یک کشور را آسیبی عمده برای انقلاب می‏دانستند و بر ضرورت صدور آرمانها و ارزشهای انقلاب و بیدارسازی و آگاهی ملل مسلمان جهان از طریق بازسازی و نوسازی داخلی و اهتمام به تبلیغات خارجی و اتکال به ذات مقدس باریتعالی تاکید می‏نمودند. امید آنکه‏اندیشه‏های آن امام راحل روشنایی بخش محافل علمی و دانشگاهی و بویژه نظریه پردازان انقلاب باشد.








اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در دنباله
اشتراک گذاری در وی ویو
اشتراک گذاری در کلوب
اشتراک گذاری در گوگل ریدر
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در google buzz
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب





نوع مطلب : تاریخی، دهه فجر، 
برچسب ها :





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات دیگر
 
 
بالای صفحه